تاروناپرابا، نخستين موٴلف برجسته‌ٴ نثر گجراتي است‌. او داراي نثري محكم و زيبا بود. در سال 1355 پاريكرامانابالاوابودا1 را در بيان اخلاقيات جيني نوشت‌.
دومين اثر منثور گجراتي در خور ذكر موگداوابودا،2 دستور زبان سانسكريتي با توضيحاتي به‌ گجراتي است كه كولماندانا در سال 1394 نوشت‌.
گجراتي از زبان‌هاي محلي آريايي هند است كه در كرانه‌هاي باختري حوالي بمبئي تكلم‌ مي‌شود. بيشتر گجراتي‌زبانان هندو هستند؛ ولي اقليت‌هايي از جيني‌ها، مسلمانان و زرتشتيان‌ هم آن را به كار مي‌برند. درواقع گويش‌هايي پديدآمده كه مي‌توان آنها را گجراتي اسلامي و گجراتي پارسي (زرتشتي‌) ناميد. سرزمين گجرات در زمان ما بدان سبب شهرت يافته‌، كه موطن‌ گاندي بهترين مظهر امروزي دارماي هندوست‌.

لَل دِد

مائي لَل ديدي‌، به معني ((ننه لَل‌))، به سانسكريتي لَلا يوگيشواري (لَلا بانوي رياضت‌كشان آيين‌ يوگا) شاعره و عارفه‌ٴ كشميري (برآمدنش حدود 1380م‌).
لَلا شاعره و مرتاض يوگا بود كه به حالتي نيمه‌برهنه در همه‌جا مي‌گشت‌، مي‌رقصيد و مي‌خواند و مانند انبياي بني‌اسرائيل يا درويش‌ها دستخوش جذبه و وجد مي‌شد. در فرهنگ‌ عاميانه‌ٴ كشمير افسانه‌هاي فراواني درباره‌ٴ او پديد آمده است‌، ولي ظاهراً وي شخصيتي واقعي‌ بود، كه در آن زمان و در آن كشور، هم‌زمان با مبلغ مسلمان كشمير سيدعلي همداني (حدود 1380ـ1385م‌/ 782ـ787 ه ق‌) از اعضاي فرقه‌ٴ نقشبنديه مي‌زيست‌.
 بسياري از اشعارش سينه به سينه نقل شده و مجموعه‌ٴ آنها را لَلا ـ واكياني (حكمت‌هاي لَلا) مي‌نامند. آنها معرف نوع عاميانه‌اي از فلسفه‌ٴ هندو يعني شيوا يوگاست‌. هدف يوگا رهايي روح‌ انسان (پوروشا) از قالب عالم مادي (پراكريت‌) است‌، كه در اصل تفاوت چنداني با عرفان‌ مسيحي و تصوف اسلامي ندارد، ولي با روش‌هاي بسيار ابتكاري جسمي و فكري همراه است‌. نوع يوگايي كه لَلادِد ارائه كرد با پرستش شيوا همراه بود (شيوا يكي از دو شاخه‌ٴ مهم آيين‌ هندوست و آن ديگري ويشنو نام دارد). به‌علاوه‌، او تحت تأثير عقايد هندو، بهاگاوادگيتا و عقايد توحيدي اسلام بود، كه گواه آن داستان مربوط به ملاقاتش با همداني فوق‌الذكر است‌.
 لَلا تنها از لحاظ خودش مورد توجه نيست‌. او معاصر راماناندا (چهاردهم ـ1) الله آبادي بود، كه توحيد تعالي‌يافته‌ٴ رامانوجا (يازدهم ـ2) را از جنوب به شمال برد. گرچه راماناندا در اواخر سده‌ٴ سيزدهم زاده شد، مدت زيادي عمر كرد. لَلا پيشگام شاگرد برجسته‌ٴ راماناندا، يعني كبير،


1. يا پراتي‌كرامانابالاوابودا.
2. نبايد آن را با دستور زبان ديگر سانسكريتي به نام موگدابودا تأليف وُپادِوا (سيزدهم ـ1) اشتباه كرد.